شنبه ۲۸ فروردین ۱۴۰۰

 امام صادق (ع) از پدران گرامیشان نقل کردند كه پيامبر اكرم (ص) فرمودند: 

خداوند تعالى براى برادرم على بن ابى طالب(ع) فضائلى را قرار داده كه از كثرت و زيادى، قابل شمارش نیستند هر كس يكى از فضائل او را بخواند در حالی که به آن اقرار (و اعتقاد) دارد، خداوند گناهان گذشته و آينده او را ميبخشد و هر كس يك فضيلت از فضائل او را بنويسد تا وقتى كه اثر آن نوشته باقى باشد ملائكه براى او استغفار ميكنند و هر كه به يكى از فضائل او گوش فرا دهد، خداوند گناهان او را كه از راه گوش انجام داده مى‏آمرزد و هر كه تماشا كند به نوشته يكی از فضائل او، خداوند گناهانى كه از راه چشم مرتكب شده مى‏آمرزد. سپس فرمود نگاه کردن به على بن ابى طالب(ع) عبادت است. خداوند ايمان بنده‏اى را نمى‏پذيرد مگر با ولايت او و بيزارى از دشمنانش.

منبع: بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏26، ص 229  و امالی صدوق، ص 138

با شرافت ترین اعمال ملائکه در هر مرتبه‏اى كه  از زمين تا عرش خدا هستند؛ صلوات بر محمّد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین و تقاضاى رحمت و مغفرت براى شيعيان پرهيزگار آنان و بیزاری و لعن بر دشمنان ایشان و منافقین می باشد.

منبع: التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص: 591

عباد بن كثير گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم:

داستان‏سرائى را ديدم كه داستان مي سرايد و مى‏گفت: اين است آن مجلسى كه هر كه در آن نشيند بدبخت نمى شود.

امام صادق(ع) فرمود:

هيهات هيهات‏، به خطا رفتى‏. همانا خداوند غیر از فرشتگان نويسنده‏، فرشتگانى سياحت کننده‏ دارد كه چون به مردمى برخورند كه از محمد و آل محمد(صلوات الله علیهم اجمعین) ياد می كنند، گويند:

بايستيد كه به حاجت خود رسيديد. سپس مى‏نشينند و همراه آنها دانش مى آموزند و چون برخيزند از بيمارانشان عیادت كنند و در نزد مرده‏ هايشان حاضر شوند و از غائبشان خبرگيرى كنند. اين است مجلسى كه هر كه در آن نشيند شقى نگردد.

منبع: الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 186

 ابى المغرا گويد: شنيدم امام کاظم (ع) مى‏فرمود: 

چيزى براى شيطان و لشكریانش كشنده‏تر از اين نيست كه برادران دينى در راه رضاى خدا یکديگر را ملاقات كنند. (و) فرمود: همانا (وقتی) دو نفر مؤمن با هم دیدار کرده و خدا را یاد می كنند و سپس فضائل ما اهل بیت را به یکدیگر یادآوری می نمایند، در چهره ابليس هیچ تکّه گوشتى نمی ماند جز آنكه آب می شود و روحش از شدت دردى كه می كشد، فريادرس می طلبد. پس فرشته‏هاى آسمان و خازنان بهشت (استغاثه او را) می شنوند و او را لعنت می كنند تا آنكه هيچ فرشته مقربى نماند جز آنكه او را لعنت می كند و در این هنگام (شیطان) رانده و درمانده و دور شده(از رحمت الهی) می گردد.

منبع: الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 188

مُعتِب خادم امام صادق(ع) گفت که از ایشان شنیدم که به داود بن سَرحان (چنین) می فرمودند: ای داود از جانب من به پیروانم سلام برسان و بگو که من می گویم: 

خدا رحمت کند هر بنده ای را که با (مومن) دیگری جمع شوند، آنگاه امر ما(ولایت و فضایل و معارف ما و ظلم ها و خباثت های دشمنان نسبت به ما) را به یکدیگر متذکر شوند. پس به درستی که نفر سوم ایشان فرشته ایست که برای آن دو استغفار می کند و هیچ دو نفری نیستند که برای برپایی یاد ما جمع می شوند مگر اینکه خداوند در برابر ملائکه به آنها مباهات می کند. پس هر گاه گرد هم جمع شدید به یاد ما (اهل بیت علیهم السلام )مشغول شوید، زیرا به طور حتم زنده کردن (یاد) ما (اهل بیت علیهم السلام)، در (این) اجتماع و مذاکره ی شما نهفته است و بهترین مردم (در نزد خداوند) بعد از ما (اهل بیت علیهم السلام)، کسی است که در مورد امر ما (ولایت و فضایل و معارف ما و ظلمها و خباثتهای دشمنان نسبت به ما) بگوید و (دیگران را نیز) به ذکر ما (اهل بیت علیهم السلام) فرا خواند. 

منبع: الأمالي (للطوسي) ؛ النص ؛ ص224

پیامبر اکرم(ص) در وصیتش به امام علی(ع) در حق مولا على(ع)می فرمایند: 

اوست راهنمای ره یافته، خیر خواه امتم و احیا گر سنتم و پس از من، او امام شماست.

 منبع: مناقب الامام امیرالمومنین، ج ۱، ص ۲۲۸

امام رضا(ع) از پدران گرامیشان نقل فرمودند که جد بزرگوارشان امام سجاد(ع) در مورد این کلام الهی (در آیه 30 سوره روم) (فطرة الله التي فطر الناس عليها)

         «فطرت الهی که خدا بندگانش را بر اساس آن خلق کرده است» فرمودند:

 

این فطرت الهی «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی امیرالمومنین ولی الله» می باشد. توحید و یگانه دانستن خدا تا اینجاست (تا پذیرش نبوت رسول الله(ص) و امامت امیرالمومنین(ع)؛ یعنی بدون پذیرش «نبوت و ولایت» اساسا «توحید» وجود ندارد)

 

منبع: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص: 101

 

 سليمان اعمش از حضرت صادق(ع) نقل كرد كه پيامبر اكرم (ص) فرمود:

 يا على، قسم به آن كس كه مرا به پيامبرى برگزيد و از تمام مردم برترم نمود، اگر بنده‏اى خدا را هزار سال عبادت كند، از او نخواهد پذيرفت مگر با ولايت تو و ولايت ائمه از فرزندانت. و ولايت تو پذيرفته نمي شود مگر با بيزارى از دشمنان تو و دشمنان ائمه.  اين خبر را جبرئيل  برایم آورد، هر كس می خواهد ايمان آورد و هر كس می خواهد كافر شود.

منبع:  كنز الفوائد، ج‏2، ص: 12

 ابان بن ابى عياش از سليم بن قيس گوید: به ابو ذر گفتم: 

خداى بيامرزدت، عجیب ترين سخنانى را كه از رسول خدا(ص) در باره على بن ابى طالب(ع) شنيده‏اى برايم تعريف كن. گفت: شنيدم كه رسول خدا(ص) مى‏فرمايد: 

«پيرامون عرش، نود هزار فرشته‏اند كه تسبيح و عبادتى جز اطاعت از على بن ابى طالب و بيزارى از دشمنان او و طلب آمرزش براى شیعیانش ندارند». گفتم: خداى بيامرزدت، غیر از اين(چه شنیده ای)، گفت: شنيدم كه مى‏فرمود: 

«خداوند جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل را به اطاعت از على و بيزارى از دشمنانش و استغفار براى پيروانش، مخصوص گردانيده است». گفتم: خداى بيامرزدت غیر از اين(چه شنیده ای)، گفت: شنيدم كه رسول خدا(ص) مى‏فرمود: 

«خداوند هماره در هر امتى كه پيامبرى مرسل داشته، بر آنان به حقانيت على احتجاج مى‏كند.  هر كدام‏شان كه على‏شناس‏تر باشند، بزرگترين مقام را نزد خداوند دارند». گفتم: خداى بيامرزدت، غیر از اين(چه شنیده ای)، گفت: شنيدم كه رسول خدا(ص) مى‏فرمود: 

«اگر من و على نبوديم، خداوند شناخته نمى‏شد. اگر من و على نبوديم خداوند عبادت نمى‏شد. اگر من و على نبوديم ثواب و عقابى نبود. ميان خدا و على، حجاب و پوششى در كار نيست. على خود حجاب و پوشش ميان خدا و خلقش است».

منبع:  كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏2، ص: 858

يونس از ابى وهب بصرى نقل كرده كه وى گفت: داخل مدينه شدم و نزد امام صادق(ع) مشرّف شده و محضرش عرضه داشتم: فدايت شوم، خدمت شما رسيدم ولى به زيارت قبر امير المؤمنين(ع) نرفته‏ام. حضرت فرمودند:

كار زشت و ناپسندی انجام دادی. اگر از شيعيان ما نبودى، به تو نگاه نمى‏كردم! چرا زيارت نكردى كسى را كه خداوند با فرشتگانش زيارتش مى‏كنند، انبياء و مؤمنين زيارتش مى‏نمايند؟ عرض كردم: فدايت شوم به اين امر واقف نبودم. حضرت فرمودند:

بدان كه امير المؤمنين(ع) نزد حق تعالى از تمام ائمه(ع) افضل و برتر بوده و ثواب اعمال ايشان براى آن حضرت منظور مى‏شود (يعنى غير از اينكه در قبال اعمال خود، ثواب دریافت مى‏كند، اعمال ائمه عليهم السّلام نيز موجب حصول ثواب براى حضرتش مى‏باشد) و درجه فضلیت ایشان به مقدار اعمالی است که انجام داده اند.

منبع: کامل الزیارت، ص 38

يوسف بن ابى سعيد گويد: امام صادق (ع) به من فرمود:

 هر گاه روز قیامت شود و خداوند تبارك و تعالى خلائق را جمع کند، نوح (ع) نخستین كسی باشد كه او را بخوانند و به او گفته شود: آيا تبليغ كردى و به مردم رسالت خود را رساندى؟ در پاسخ گويد آرى. به او گفته شود چه كسى براى تو گواهى مي دهد؟ در پاسخ گويد: محمد بن عبد اللَّه(ص) 

سپس امام فرمود:

 نوح (ع) از بین مردم عبور می کند تا خود را به محمد (ص) میرساند كه بر سر تپه ای از مشك است و على (ع) هم همراه اوست. و اينست معنى قول خداوند متعال در آیه 27 از سوره ملک که می فرماید: «فَلَمَّا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِيئَتْ وُجُوهُ الَّذِينَ كَفَرُوا» 

یعنی پس چون او(یعنی امیرالمومنین علیه السلام) را مقرّب (در نزد خدا و رسول) بينند، چهره آن كسانى كه(به ولایت ایشان) كفر ورزيدند (از شدت ناراحتی و حسادت) سيه‏گون گردد. 

 منبع: الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏8، ص: 267

امام کاظم(ع) از پدرانشان از رسول خدا(ص) نقل میکنند که ایشان فرمودند: 

(در معراج) وارد بهشت شدم.  پس دیدم که بر روی در بهشت با نور چنین نوشته شده بود: «لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولیّ الله فَاطِمَةُ أَمَةُ اللَّهِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ صَفْوَةُ اللَّهِ عَلَى مُحِبِّيهِمْ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ عَلَى‏ مُبْغِضِيهِمْ‏ لَعْنَةُ اللَّهِ‏» 

یعنی معبودی جز خدای یگانه نیست و محمد، پیامبر خداست و علی، سرپرست همه مردم از جانب خداست و فاطمه، کنیز و بنده خدا و حسن و حسین، برگزیده خدا هستند و رحمت خدا بر دوستداران ایشان و لعنت و غضب خدا بر دشمنان آنهاست.

منبع: مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص87

امیرالمومنین(ع) به سلمان و ابوذر فرمودند:

به پا داشتن ولايت من دشوار و سنگين است و تاب آن را ندارد، مگر فرشته مقرب يا پيامبر مرسل يا بنده مؤمنى كه خدا دلش را به ايمان آزمايش كرده باشد. فرشته اگر مقرّب نباشد، تاب تحمل آن را ندارد و پيامبر نيز اگر مرسل نباشد تحمل ندارد و مؤمن هم اگر مورد آزمايش و اعتماد نباشد تاب آن را ندارد.

 

سلمان گفت: يا امير المؤمنين مؤمن كيست و حدّ و نهايت ايمان چيست تا بتوان او را شناخت؟ فرمود:

 

مؤمن امتحان شده، كسى است كه هر چه از جانب ما به او برسد، دلش براى پذيرش آن ظرفیت و وسعت دارد و شك و ترديد در آن نمی کند. ای اباذر، بدان كه من بنده خدا و خليفه او بر بندگان هستم.

 

ما را خدا قرار ندهيد، ولى در فضل ما هر چه مي خواهيد بگوئيد و بدانید که هرگز به عمق و نهایتِ فضائل ما نخواهيد رسيد، زيرا خداوند تبارك و تعالى به ما بيشتر عنايت فرموده است از آنچه خودش درباره ما مي گوید و آنچه  شما ميگوئيد يا به قلب يكى از شما خطور مى نمايد.

 

وقتى ما را اين طور شناختيد آن وقت مؤمن(آزمایش شده) هستيد.

 

منبع: المناقب (لمحمد بن علی العلوي)، ص: 69

 امیرالمومنین(ع) در ضمن حدیثی به سلمان فرمودند:

( در آیه 45 سوره بقره « وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ‏/ یعنی كمك بگير از صبر و نماز؛ و آن سنگين و دشوار است مگر براى خشوع کنندگان.»  منظور از) صبر، پيامبر(ص)  است و (منظور از ) نماز، به پا داشتن ولايت من است. به همين جهت خداوند مى‏فرمايد «إِنَّها لَكَبِيرَةٌ» (همانا آن سنگین است) و نفرموده «انهما لكبيرة» (همانا آن دو سنگين  هستند)، چون حمل ولايت من سنگين است مگر براى خاشعين كه آنها فقط شيعيان هستند که(نسبت به ولایت من) بصیرت و شناخت دارند. 

و دلیل این مطلب هم آن است که اهل فرقه های مختلف از قبيل مرجئه و قدريه و خوارج و ديگران از قبيل ناصبى‏ها، اقرار به نبوت حضرت محمّد(ص) دارند و در اين مورد اختلافى ندارند، ولى همین ها درباره ولايت من اختلاف دارند و منكر آن هستند. مگر تعداد كمى و این عده کم همان هایی هستند كه خداوند در قرآن ايشان را اینگونه (به صفت خشوع) توصيف نموده است «إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ‏». 

منبع: المناقب (للعلوي) / الكتاب العتيق، ص: 69

امیرالمومنین(ع) در ضمن حدیثی به سلمان فارسی فرمودند: 

هر كه اقرار به ولايت من نداشته باشد، اقرار به نبوت پيامبر(ص)، براى او سودى نخواهد داشت. اين دو با هم قرين و همراهند و علت این مطلب آن است که پيامبر اكرم، نبىّ مرسل و امام مردم است و على پس از او امام مردم و وصىّ محمّد است. چنانچه پيامبر اكرم (خطاب به امیرالمومنین) فرمودند: 

«انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى» (جایگاه تو نسبت به من، همانند جایگاه هارون نسبت به موسی است، غیر از اینکه بعد از من پیامبری نخواهد آمد) ... . 

منبع: المناقب (للعلوي) / الكتاب العتيق، ص: 70

يعقوب بن يزيد نقل می کند كه راجع به آيه 46 سوره سبا «إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏» از امام صادق(ع) سوال کردم. امام(ع) فرمود: مربوط به ولايت است. گفتم: چگونه؟ فرمود:

وقتى پيامبر اكرم(ص)، امير المؤمنين(ع) را (در روز غدیر) به ولايت منصوب نمود، به مردم فرمود: «من كنت مولاه فعلى مولاه». سپس مردى در اين مورد بدگوئى كرده وگفت: محمّد! هر روز چيز تازه‏اى مى‏آورد (نماز و روزه و حج و زکات و...)، و (امروز) از خانواده خود شروع كرده كه ما را زيردست آنها قرار دهد. (به همین خاطر) خداوند در اين مورد آيه‏اى نازل نمود: « قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ » (یعنی ای پیامبر! به مردم بگو من فقط شما را به یک مطلب موعظه کردم و فرا خواندم و آن هم ولایت علی(ع) می باشد. و تمام احکام و معارف دیگر دین زیر مجموعه همین یک مطلب است و اگر مطیع علی(ع) باشید، تمام احکام و معارف را به درستی و بدون تحریف یاد می گیرید و با عمل به آن، سعادت دینا و آخرت نصیبتان می شود)

(سپس پیامبر فرمودند) : من وظيفه خود را در خصوص آنچه خدا بر شما واجب کرده بود، انجام دادم . (روای می گوید به امام) عرض کردم: معنى‏ « أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏» (یعنی برای خدا قیام کنید مثنی و فرادی) چیست؟ امام(ع) فرمود:

اما «مثنى» يعنى (برای خدا قیام کنید در) اطاعت پيامبر اكرم و اطاعت امير المؤمنين (ع). اما «فرادى» يعنى اطاعت ائمه (ع) كه از نسل علي(ع) هستند بعد از پیامبر و علی(ع) ... .

منبع: تفسير فرات الكوفي، ص: 345

امام صادق(ع) در مورد این کلام خداوند متعال که « به درستی که این قرآن (مردم را ) به آن چیزی که استوارتر است هدایت می کند» (آیه 9 سوره اسراء) فرمودند: 

(یعنی) قرآن، (مردم را) به (پذیرش ولایت و اطاعت از) امام علیه السلام هدایت می کند.

منبع: الكافي (ط- الإسلامية)،ج‏1،ص: 216

 

 ابو ربيع شامى می گوید به امام صادق(ع) عرض كردم:  از عَمرو بن حَمِق حديثى به من رسیده است. امام(ع) فرمود: (آن حدیث را) بر من عرضه کن . (ابو ربیع) گفت: عَمرو بن حَمِق به محضر حضرت امير المؤمنين(ع) وارد شد و در چهره آن جناب زردى مشاهده كرد و گفت: اين زردى از چيست؟ امیرالمومنین(ع) اظهار کردند: دردی دارم(که زردی چهره ام به خاطر آن است). آنگاه به عَمرو بن حَمق فرمود: 

ما به خاطر شادى شما، شادمان و براى حزن شما اندوهناک و به سبب بیماری شما، بیمار می شویم و برای شما دعا مي كنيم و (هنگامی که شما) دعا مي كنيد ما آمين مي گوئيم. عمرو عرض کرد: فهميدم آنچه فرمودید، ولى چگونه ما دعا مي كنيم و شما آمين ميگوئید؟ فرمود: 

در نزد ما كسى كه حضور داشته باشد با كسى كه غايب باشد، مساوى است (در روایتی دیگر فرمودند: هیچ مومنی در شرق و غرب عالم از ما غائب نیست)، آنگاه امام صادق(ع) فرمودند: 

عَمرو راست گفته است.(یعنی این ماجرا صحت دارد.)

منبع: بصائر الدرجات ، ج1 ، 260

جابر جُعفی از حضرت امام باقر(ع) نقل می کند که حضرت فرمودند:

اگر مردم می دانستند ازچه زمانی علی(ع)، امیرالمؤمنین خوانده شده هرگز ولایت او را انکار نمی کردند. جابر می گوید پرسیدم: خدا به شما رحمت عنایت کند، علی(ع) از چه زمانی امیرالمؤمنین خوانده شد؟ حضرت پاسخ دادند:

پرودگار عزیز و جلیل، علی(ع) را امیر المؤمنين خواند، زمانیکه (در عالم ذر) از صُلب فرزندان آدم، ذُريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت [و فرمود:] آيا من پروردگار شما نيستم؟ و محمد(ص) رسول من؟ و علی(ع) امیرالمؤمنین؟ (یعنی خداوند بر قبول «توحید و نبوت و ولایت» از همه مردم عهد و میثاق گرفته است؛ چرا که اساسا منظور از توحید، شهادت بر هر سه ى این اصول است که در برخی روایات به آن تصریح شده است.)

 

منبع: دلائل الإمامة (ط - الحديثة)، ص: 54

حمران از امام صادق(ع) نقل می کند که ایشان فرمودند: 

روزى من و پدرم به مسجد رفتيم. در آنجا با گروهى از ياران پدرم، كه بين قبر رسول خدا(ص) و منبر آن حضرت (نشسته‏) بودند، برخورديم. پدرم به آنها نزديك شد و سلام كرد و فرمود: 

به خدا سوگند، من بوى شما و ارواح شما را دوست دارم. پس با ورع و پرهيز از گناه(و كوشش در كار خير)، ما (ائمه) را در اين دوستى يارى كنيد و بدانيد كه ولايت ما جز با ورع و كوشش در كار خير به دست نمی آيد. هر کدام از شما، اگر جماعتی را امام و پیشوای خود قرار داد و به آنها اقتدا کرد، بايد مانند آنها رفتار كند. شما شيعه (پيرو) خدا و ياوران او هستيد. شما پیشی گیرندگان اوّل و پیشی گیرندگان آخر هستيد. در دنيا به سوى محبت ما پيشى گرفته‏ ايد و در آخرت به سوى بهشت سبقت میگيريد. من به ضمانت خداوند عزّ و جلّ و تضمين رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله، بهشت را براى شما ضمانت میكنم. شما پاك و مطهّر هستيد و زنانتان پاك و پاكيزه ‏اند. هر زن مؤمنه‏ اى، حوريه است و هر مرد مؤمنى، از صديقان است. بارها امير المؤمنين(ع) به قنبر فرمود: 

بشارت باد بر شما و (به ساير دوستانتان‏ این مطلب را) بشارت دهيد که: 

به خدا سوگند رسول خدا(ص)  از دنيا رفت در حالى كه بر تمام امّتش خشمناك بود به جز شیعیان. بدانيد، براى هر چيز شرافتى است و شرافت دين، شيعه است. بدانيد، براى هر چيز سيّد و سرورى است و سيّد مجالس، مجالس شيعه است. آگاه باشيد، براى هر چيز، امام و پيشوايى است و امام زمين، آن قسمت از زمين است كه شيعه در آن سكونت دارد. آگاه باشيد، براى هر چيزى ميل و رغبت شديدى است و ميل و رغبت دنيا به این است كه شيعه ما در آن مسکن اختیار کند . به خدا سوگند، اگر شما در زمين نبوديد، مخالفين شما از نعمتهای پاکیزه بهره مند نمی شدند. و (البته آنان‏) در آخرت هیچ نصيب و بهره ‏اى ندارند. هر ناصبى (کسی که اهل بيت(ع) را از روی آگاهی به امامت قبول نکند) اگر عبادت و بندگى (خدا را) نمايد و در كارهاى خوب تلاش و كوشش كند، باز مشمول اين آيه از قرآن است كه می فرمايد«عامِلَةٌ ناصِبَةٌ تَصْلى‏ ناراً حامِيَة. ترجمه: عمل‏ كننده ای رنج كشنده، که در آتشی سوزان می افتد» (آیه 3و4 سوره غاشیه). هر کس برای مخالفين شما دعا كند، خداوند دعاى او را در مورد شما اجابت میفرمايد. و هر كس از شما از خداوند تعالى حاجتى درخواست نمايد (خداى بزرگ‏) صد برابر حاجتش را برآورد. هر كس (از شما) يك دعا كند، خداوند صد دعاى او را اجابت می‏فرمايد. هر كس (از شما) عمل نيكى انجام دهد، زیادی (پاداش) عملش قابل شمارش نيست. و هر كس از شما گناهى مرتكب شود، رسول خدا (ص) حجت (و دستاویز) او در برابر عواقب گناهانش است (یعنی شفاعتش می کنند). به خدا سوگند روزه ‏دار شما مقامش در بهشت بالا رود و فرشتگان تا زمان افطار براى رستگارى‏ اش دعا میکنند. حج ّ‏گزار و عمره ‏گزار شما در شمار بندگان خاصّ خداوند است و به راستى، همه شما، اهل دعوت خدا و اهل ولايت او هستيد. (در قيامت‏) نه ترسى بر شما هست و نه اندوهگين خواهيد شد. همگى در بهشت هستيد، پس به انجام كارهاى نيك بر هم سبقت بگیرید. به خدا سوگند، بعد از ما، هيچ كس به عرش خدا، نزديكتر از شيعيان ما نيست. چقدر خداوند با شيعيان به نیکی و حسن عمل كرده است. اگر نگرانى و ترس از اين نبود كه در (كارهاى خير) سستى كنيد و بدين سبب دشمنانتان شما را سرزنش نمايند و مردم اين مطلب را بزرگ شمارند، فرشتگان، رو در رو بر شما سلام میكردند. امیر المؤمنين(ع) فرمود: اهل ولايت ما، در حالى از قبرهايشان بيرون مى ‏آيند كه مردم هراسان و غمگينند، ولى آنها نه مى ‏هراسند و نه اندوهگين مى ‏شوند. 

منبع: فضائل الشیعه، ص 9 ، ح 8

رسول خدا (ص) فرمودند: 

كسى كه دوست دارد خداوند تبارك و تعالى تمام خیرات و خوبي ها را براى او فراهم كند، پس بايد

  1. ولايت على(ع) و سرپرستى او را بعد از من قبول كند، 
  2. دوستان او را دوست داشته باشد و
  3. با دشمنان او دشمن باشد. 

منبع: الأمالي(صدوق)، ص: 474

امام رضا(ع) از پدران بزرگوارش از رسول خدا(ص) نقل فرمودند كه: 

هر كس دوست دارد به كشتى نجات سوار شود و به دستگيره محكم چنگ بزند و با ريسمان قوى الهى خود را حفظ كند، بايد بعد از من ولایت علىّ را قبول کند و دشمنان علىّ را دشمن خود برگزيند و به ائمّه هدايتگر، كه از فرزندان اويند، تأسّى نمايد و آنان را امام خود برگزيند؛ زيرا آنان خلفاء و اوصياء من و بعد از من حجّت‏هاى خدا بر خلق بوده و سَرور امّت و رهبر متّقين بسوى بهشت هستند. حزب آنان حزب من و حزب من حزب خداست، و حزب دشمنان ايشان حزب شيطان است. 

منبع: عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 1، ص292

 ابى عبد اللَّه جدلى گفت: روزى به خدمت على بن ابى طالب(ع) رسيدم. آن بزرگوار فرمود: 

يا ابا عبد اللَّه! آيا مى‏خواهى تو را از حسنه‏اى كه اگر كسى انجام دهد، خدا او را به بهشت داخل مى‏كند و از سيّئه‏اى كه انجام دهنده آن با پيشانى در آتش افكنده شود و هيچ عملى با آن سيئه پذيرفته نشود، خبر دهم؟ گفتم: بلى، يا امير المؤمنين! سپس حضرت این آیات را تلاوت کردند: 

«مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّار(89  و 90 نمل)» آنگاه فرمودند: 

«حسنة» حبّ ما اهل بيت و «سيّئه» بغض و كينه نسبت به ما اهل بيت است. 

منبع: فضائل أمير المؤمنين عليه السلام، ص: 207 

 

 امام صادق(ع) فرمودند: 

براى فاطمه(س) نزد خدا نُه نام است: «فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكية، رضيه، مرضيه، محدثه، زهراء» سپس فرمودند: ميدانى چرا نام ایشان فاطمه است؟ گفتم: اى آقاي من، مرا خبر دهید. فرمود: (یعنی) از هر شرّی جدا گردیده است. سپس فرمودند: 

اگر امير المؤمنين(ع) به همسری او در نیامده بود، در روى زمين هیچ کفو و همانندی نداشت، از آدم(ع) گرفته تا تمام فرزندانش (غیر از پدر گرامیشان رسول خدا صلوات الله علیه و آله و سلم که با توجه به روایات بسیار دیگر، افضل از فاطمه زهرا و امیرالمومنین علیهما السلام هستند). 

منبع: امالی صدوق، ص592 

رسول خدا(ص) فرمودند:

 اى حذيفه! بعد از من، حجت خدا بر شما على بن ابى طالب(ع) است. كفر به او، كفر به خداست و شرك به  او شرك به خداست و شك نسبت به او،  شك‏ در خداست و الحاد در وى، الحاد در خداست و انكار او، انكار خداست و ايمان به او، ايمان به خداست؛ زیرا او برادر رسول خداست و وصى او و امام امت او و مولاى ايشان است. و اوست ريسمان محكم الهي و دستاويز محكمي كه ‏گسستي ندارد(طبق آیات قرآن، مهمترین و اساسی ترین دستور و موعظه واحد خداوند، پذیرش ولایت امیرالمومنین(ع) است، پس سرپیچی از این دستور کفر و شرک و شک نسبت به خدا و قبول نکردن خدایی خداوند متعال است) و به زودي دو گروه (به خاطر اعتقاد اشتباه) در مورد علي(ع) هلاك مي‌شوند در حالي كه گناهي به عهده علی(ع) نیست: 

يكى دوستى كه غلو مي كند (در مورد حضرت ادعاي خدايي دارد) 

و ديگرى دشمنى كه با وى دشمنى كند و در مورد او با كينه صحبت كند. 

اي حذيفه! به هيچ وجه از علي(ع) جدا نشو كه در آن صورت از من جدا می شوی و با علي(ع) مخالفت نكن كه با من مخالفت مي كنى(مخالفت با ایشان، مخالفت با من است).  بدرستى كه على(ع) از من است و من از اويم. هر كه او را ناخشنود گرداند البته مرا ناخشنود كرده است و هر كه او را راضى گرداند مرا راضى كرده است‏. 

منبع: امالی مرحوم صدوق، ص 197

 

امام  باقر(ع) از امیرالمومنین(ع) نقل می کنند که حضرت فرمودند:

من نسبت به رسول خدا(ص) ده ویژگی دارم که هرکدام از آنها از آنچه که خورشید بر آن طلوع و غروب می کند برایم عزیزترند؛ بعضی از اصحاب حضرت عرض کردند: ای علی جان! آنها را برای ما بیان کن، فرمودند:

از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمودند:

ای علی، تو وصی من، وزیر من، خلیفه و جانشین من در مورد خانواده و اموال من هستی.

مُحبّ و پیرو تو، محب و پیرو من، و دشمن تو، دشمن من است. 

تو آقا و سید مسلمانان بعد از من هستی. 

تو برادر من و نزدیکترین مردمان به من در روز قیامت هستی. 

تو صاحب لوا و پرچم من در دنیا و در آخرت هستی.

(كه البته بزرگى و عظمت همه ى اين ويژگى ها به شرافت انتساب به رسول الله(ص) است)

 

منبع: الخصال، ج‏2، ص: 429

 

 ابن ابی یعفور از امام صادق(ع) سوال کرد که چرا این دسته (کسانی که امامت شما را نپذیرفته اند و به جای آن از رهبران ستمکار پیروی می کنند) دین ندارند و هیچ سرزنشی بر این دسته (کسانی که امامت شما را قبول کرده اند) نیست؟ امام(ع) فرمودند: 

زیرا گناهان رهبران ستمکار،  اعمال حسنه پیروانشان را پوشانده و از بین می برد و خوبیهای امام عادل(که از جانب خدا تعیین شده)، گناهان پیروانش را پوشانده و نابود می کند.

منبع:  الأمالي (للطوسي)، النص، ص: 635

«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُون‏») ؛ ابن ابى يعفور گويد: 

به امام صادق(ع) عرض کردم: من با مردم رفت و آمد دارم و بسيار در تعجب و شگفتم از مردمانى كه ولایت (و امامت) شما را نپذیرفته و (به جای آن) ولایتِ فلانی و فلانی را پذیرفته اند، با اين حال امانت دار و راستگو و با وفايند و در شگفتم از مردمى كه ولایت (و امامتِ) شما را پذیرفته اند ولی آن درجه از امانت و راستى و وفادارى را ندارند. راوی گويد: امام(ع) به حالت آماده نشست، سپس با حالتی غضبناک به من رو كرده و فرمود: 

«كسى كه با پذیرش ولایتِ امام ستمکار و ظالم كه از جانب خدا (برگزیده) نيست، خدا را بپرستد، اصلًا دين ندارد و بر كسى كه با پذیرش ولایتِ امام عادل که از طرف خدا (انتخاب شده) باشد، خدا را میپرستد، سرزنش و عتابی نیست. (راوی می گوید:) من (با تعجب) عرض کردم: 

«آنان هیچ دينی ندارند و بر اينان هیچ سرزنش و عتابی نیست؟»، (امام علیه السلام) فرمود: 

آرى، نه آنان دين دارند و نه اينان مورد سرزنش و عتابند. سپس فرمود: 

مگر این قول خداوند عز و جل را نشنیده ای: «خدا، وليّ آن كسانى است كه (به ولایت حاکمان الهی) ایمان آورده اند، (و) آنان را از ظلمتها به سوی نور و روشنى هدایت می کند»(257 سوره بقره): 

يعنى از تاریکی (و ظلمت) گناهان به نور توبه و آمرزش (هدایت می کند). زیرا ولایت (و سرپرستی) همه امامان عادل -که از جانب خدا منصوب شده اند-  را پذیرفته اند، و (باز خداوند در ادامه آیه در مورد کسانی که ولایت ما را نپذیرفته اند) فرمود: 

«و آن كسانى كه كافر شدند، سرپرست (و رهبرشان) طغیانگرانی ستمکارند که پیروانشان را از نور (و روشنى به سمت ظلمتها و تيرگيها هدایت می کنند».

 بدرستی که خداوند فقط از اين آیه چنین قصد کرده كه؛ همانا آن پیروان در پرتو نور اسلام بودند ولی وقتی ولایت و سرپرستیِ رهبران ستمكاری را پذیرفتند  كه از جانب خداوند عز و جل انتخاب نشده بودند، با اطاعت و پيروى از آنان، از نور اسلام خارج شده و به تيرگيهاى كفر درآمدند؛ پس خدا (نیز) آتش دوزخ را به همراه كفّار بر آنان لازم ساخت (لذا در ادامه همین آیه خدا می فرماید: ) پس «آنان اصحاب دوزخند و در آن جاودانه خواهد ماند». 

منبع: الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 375

امام باقر(ع) به نقل از پدران طاهرینش نقل فرمود که پیامبر(ص) از جبرئیل نقل فرمودند که خداوند تبارك و تعالى می فرمايد:

 به عزت و جلالم سوگند؛ همانا عذاب می كنم هر رعيّتى را كه در عالم اسلام، به ولايت و حكومتِ پیشوای ستمكار (وظالمى) كه از طرف خدا نيست، گردن نهند؛ اگر چه خود آن رعیّت در كردار خود(ظاهرا) نيكوكار و با تقوى باشند و قطعا عفو می کنم هر رعيّتى را كه در عالم اسلام، به ولايت و حكومتِ امام عادلِ منصوب از طرف خدا، گردن نهد اگر چه خود آن رعيّت در اعمالشان ظالم و گنهکار باشند.

منبع: الأمالي (للطوسي)، ص: 634 

مرحوم شیخ طوسی با سند خود نقل کرده که ‏عبد الله بن عجلان گفت: از امام باقر(ع) شنیدم که می فرمودند: 

خانه علی و فاطمه (بخشی) از حجره رسول خدا(ص) و سقف منزل  ایشان (به منزله) عرش پروردگار عالم بود و در انتهای خانه ایشان شکافی بدون پوشش به سوی عرش (الهی) وجود داشت که محل (نزول) وحی و عروج ملائکه بود و ملائکه هر صبح و شام و در هر ساعت و هر چشم بهم زدن، وحی را برای ایشان می آوردند و (رفت و آمد) ملائکه قطع نمی شد. گروهی نزول و گروهی دیگر صعود می کردند و همانا خداوند تبارک و تعالی برای ابراهیم(ع) حجاب آسمانها را کنار زد تا اینکه عرش را دید و (البته) خدا قدرت بینایی او را زیاد کرد و خداوند قدرت بینایی محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را (نیز) اضافه نمود و (لذا) پیوسته عرش را می دیدند و برای منزلشان سقفی غیر از عرش (الهی) نمی یافتند پس (گویا) منزل ایشان مُسقَّف به عرش خداوند رحمان بود و معراج ملائکه و روح گروه گروه بدون انقطاع، برای ایشان بود و هیچ خانه ای از خانه های ما ائمه (ع) نیست، مگر اینکه در آن معراج ملائکه است؛ به خاطر این کلام خداوند عز و جل (در سوره قدر) که: 

«در آن شب(قدر)، فرشتگان به همراه روح به فرمان پروردگارشان براى هر كارى (كه مقرر شده است) فرود می آيند» ... . 

منبع: تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ؛ ؛ ص792 

شخصی به نام محمد از امام صادق يا امام باقر عليهما السّلام نقل می کند که من خدمت ايشان عرض كردم:

 

ما مشاهده مى‏كنيم مردى از مخالفين شما را كه داراى عبادت و كوشش و خشوع است. آيا اين اعمال براى او نفعى دارد؟ حضرت فرمودند:

 

مَثَل ما اهل بيت مانند خانواده ‏ايست كه در بنى اسرائيل بود كه هر كدام از اين خانواده اگر چهل شب به عبادت مي پرداخت، دعائى كه مى‏كرد مستجاب مى‏شد. يكى از آنها چهل شب عبادت كرد، بعد دعا كرد ولى مستجاب نشد. خدمت حضرت عیسی(ع) رسيد و از حال خود شکایت كرد و تقاضاى دعا براى خود نمود. عيسى وضو گرفت و نماز خواند و سپس دعا كرد. خداوند به او وحى نمود:

 

اى عيسى، اين بنده من از دری (بابی) كه بايد بيايد، نيامده است. او دعا كرد ولى در دلش نسبت به تو شك داشت. اگر آنقدر دعا كند كه گردنش بشكند و بندهاى انگشتش از هم گسسته شود، دعايش را مستجاب نخواهم كرد. عيسى(ع) رو به آن فرد نموده، فرمود:  

خدا را مي خوانى با اينكه در دل، نسبت به پيامبرش شك دارى؟ آن مرد گفت:

 

اى روح اللَّه و اى كلمة اللَّه، به خدا قسم اين شک در دلم بود. از خدا بخواه آن را از دلم بزدايد. عيسى(ع) برايش دعا كرد و خداوند پذيرفت و مانند ساير خانواده خود شد. همچنين است مَثَل ما اهل بيت. خداوند عمل كسى را كه درباره ما مشكوك باشد نمی پذيرد .

 

منبع: الأمالي (للمفيد)، النص، ص: 3

 اهل آسمانها با محبت به شما اهل بیت(ع) و بیزاری از دشمنان شما  و گریه های پیوسته برای مصائب شما و استغفار برای شیعیان و محبین شما، به خداوند تقرّب می جویند. 

منبع: فرازی از زیارت جامعه ائمة المومنین المزار الكبير (لابن المشهدي)، ص: 294.

 سلیم بن قیس می گوید از مقداد پرسیدم و گفتم: خدا تو را رحمت کند، بهترین مطلبی که در باره علی بن ابیطالب(ع) از رسول خدا(ص) شنیده ای، برایم نقل کن. گفت: از پیامبر(ص) شنیدم که می‌فرمود: 

... قسم به خدایی که جانم بدست اوست، آدم مستوجب آن نشد که خدا او را خلق کند و از روحش در او بدمد، و نیز توبه او را بپذیرد و او را به بهشتش باز گرداند، مگر بخاطر نبوّت من و ولایت علی بعد از من. 

قسم به آنکه جانم بدست اوست، ملکوت آسمانها و زمین به ابراهیم نشان داده نشد و خداوند او را خلیل خود قرار نداد، مگر بخاطر نبوّت من و اقرار به علی بعد از من.

 قسم به آنکه جانم بدست اوست، خداوند با موسی سخن نگفت و عیسی را به عنوان آیت خود بر جهانیان معرفی نکرد، مگر بخاطر نبوّت من و معرفت علی بعد از من. 

قسم به آنکه جانم بدست اوست، هیچ پیامبری به نبوّت نرسید، مگر بخاطر معرفت او و اقرار به ولایت ما و هیچ مخلوقی از جانب خداوند اهلیّت پیدا نکرد که خدا به او نظر کند، مگر با بندگی در مقابل خدا و اقرار به علی بعد از من. 

منبع: كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏2، ص: 859

 امام کاظم(ع) در مورد آیه شریفه «وَ لَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلَّا قَلِيلا» (و اگر فضل خدا و رحمتِ او بر شما نبود، مسلّماً جز عده اندكى، همگی از شيطان پيروى مى‏كرديد) فرمودند: 

منظور از فضل، رسول خدا(ص) و منظور از رحمت، امیرالمومنین(ع) می باشد.

منبع: تفسير العياشي، ج‏1، ص: 261

 ابابصیر از امام صادق(ع) در مورد آیه شریفه« وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاء فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُر»(سوره کهف آیه 29) (بگو این حق از جانب پروردگارتان است هر کس که خواهد ایمان بیاورد و هر کس خواهد کافر شود) سوال کرد. امام فرمودند: 

(یعنی هر کس خواهد) به ولایت علی بن ابی طالب(ع) ایمان بیاورد و هر کس خواهد با نپذیرفتن آن کافر گردد و باز از حضرتش راجع به این آیه پرسید« بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُون‏»(سوره مومنون آیه70) (بلکه او حق را برای آنان آورده ولی بیشتر شان از حق کراهت دارند). امام فرمودند: 

یعنی بیشتر آنها نسبت به ولایت امیرالمومنین علیه السلام کراهت دارند.

منبع:  غرر الأخبار مرحوم دیلمی، ص: 165

از امام باقر(ع) در مورد آیه 24 سوره ابراهیم « أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا- كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُون‏.  ترجمه: آيا نديدى خدا چگونه مثال زده؟ کلمه طیبه مانند درختى پاكیزه است كه ريشه‏اش استوار و شاخه‏اش در آسمان است. ميوه‏اش را هر دم به اذن پروردگارش مى‏دهد. و خدا این مَثَلها را براى مردم مى‏زند، شايد كه آنان پند گيرند» سوال شد. حضرت فرمودند:

 منظور از شجره و درخت، رسول خدا(ص) است و (مراد از «اصلها ثابت» این است که) ریشه ایشان در بنی هاشم ثابت است و (مراد از) فرع و تنه درخت، علی بن ابیطالب(ع) و (مراد از) شاخه درخت، فاطمه(س) و (مراد از) ثمره و میوه درخت، ائمه از فرزندان علی و فاطمه علیهم السلام می‌باشند و شیعه آنها، برگ های آن درخت هستند و همانا (وقتی) مومنی از شیعیانشان می میرد، برگی از آن درخت می ‌افتد و(هنگامی که) مومنی متولد می شود، بر آن درخت برگی می روید....

منبع: تفسير القمي، ج‏1، ص: 369

 عبدالله بن سنان می گوید از امام صادق(ع) درباره آیه 55 سوره نور «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِم‏. ترجمه: خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمين جانشين خود قرار می دهد (به حکومت می رساند) ؛ همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين خود قرار داد» سوال کردم. حضرت فرمودند: 

این آیه در شان علی بن ابیطالب و امامان از فرزندانش (علیهم السلام) نازل شده است. سپس در مورد ادامه آیه« وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنا»(سوره نور آیه 55) (و خداوند آن دينى را كه برايشان پسنديده است، پابرجا خواهد نمود و ترس آنان را به امنیت و آرامش مبدل خواهد کرد) فرمودند: 

مقصود از آن، دوران شکوهمند ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد.

منبع: غرر الأخبار مرحوم دیلمی، ص: 164

 

ابن عباس می گوید به رسول خدا(ص) عرض کردم: اى رسول خدا، مرا سفارشى بفرما. فرمودند:

 

تو را به مودّت(محبت همراه با تبعیت) على عليه السلام توصيه مى كنم. قسم به آن كسى كه مرا به رسالت برگزيد، خداوند هيچ كار خوبى را از كسى نمى پذيرد تا از دوستى على بن ابى طالب(ع) از او سوال كند. در حاليكه خداوند خودش نسبت به اعمال او داناتر است. اگر ولايت على(ع) را به همراه داشته باشد، اعمالش را با همه نقائص آن قبول مى كند، ولى اگر از ولايت آن حضرت بى بهره باشد، او را به طرف آتش روانه مى كند بدون اينكه از كارهايش پرسش كند.

 

منبع: امالى شیخ طوسى، ص ۱۰۵

از امام صادق(ع) پرسیدند: چرا حضرت فاطمه(س) را به نام "زهرا" یعنی درخشنده، نامیدند؟ امام صادق(ع) فرمودند: 

چون خدای متعال او را از نور عظمت و بزرگی خودش آفریده است. وقتی نور فاطمه(س) درخشید، آسمان و زمین به نور او روشن شد و چشمان ملائکه را خیره کرد. ملائکه در مقابل خدای متعال به سجده افتادند و عرض کردند: ای خدای ما و ای مولای ما! این نور چیست؟ خدای متعال به آنها وحی فرمود: 

این نوری است که از نور من گرفته شده و او را در آسمان جای خواهم داد. او را از عظمت و بزرگی خودم خلق کرده ام و از نسل یکی از پیامبرانم به دنیا خواهد آمد. من  این نور (حضرت فاطمه) را بر تمام انبیا و پیامبران(به جز پیامبر اسلام) برتری خواهم داد. از نسل این نور، امامانی را به دنیا خواهم آورد که عهده دار بر پا کردن دین من میشوند و (مردم را) به سمت من هدایت میکنند؛ و بعد از (اتمام نبوت و) پایان یافتن وحی، آنها را خلیفه و جانشین خودم در روی زمین قرار خواهم داد. 

منبع: الإمامة و التبصرة من الحيرة، النص، ص: 134

از حضرت زید بن علی بن الحسین علیهم السلام در مورد آیه 36 سوره نور «في‏ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال‏»  نقل شده که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: 

مراد از «بیوت»، خانه های انبیاء است. آنگاه یکی از منافقان پرسید: خانه علی(ع) هم از همین خانه هاست؟ سپس پیامبر اکرم(ص) فرمودند: 

خانه علی(ع) با فضلیت ترین آنهاست. 

منبع: تفسير فرات الكوفي؛ ص286